پول و رابطه جنسی
پول و رابطه جنسی
آسیب شناسی روابط زوجین:لایههای زیرین ناسازگاری
تحول روابط میان زن و شوهر،در دهههای اخیر، قابل تردید نیست. برخی، تحولات موجود را، از آن رو که به افزایش ناسازگاریها و فزونی طلاق انجامیده است نگران کننده ارزیابی میکنند و برخی آن را ناشی از تغییراتی میدانند که در روند توسعهی اجتماعی و دستیابی به نقطهی تعادل جدید، اجتنابناپذیر و گاه مطلوب مینماید. نگاه نقادانه به این تحولات و بررسی تأثیر عوامل مؤثر بر آن، از دو جنبه حائز اهمیت است؛ هم به لحاظ تبیین مسئولیتهای فردی زن و مرد به عنوان دو رکن پیوند خانوادگی و هم به لحاظ تبیین مسئولیت نهادهای اجتماعی؛ اما در ابتدا، لازم است به تبیین موضوع بحث و زوایای آن پرداخته شود.
تن فروشی، به تجارت یا پیشه آمیزش جنسی طبیعی یا غیرطبیعی در قبال درآمد یا برخی دیگر منافع میگویند که گاهی اوقات با عنوان سکس تجاری نیز مطرح میشود.
کاربردهای فرهنگی این واژه به شکل نامحدودی متفاوت است و استفاده از آن بهعنوان واژهای تحقیرآمیز برای اشاره به فعالیتهایی استفاده میشود که به شکل رسمی روسپیگری نیستند. این اصطلاح در برخی جوامع به شکل بیربط برای نشان دادن کسی که درگیر فعالیتهای جنسی خارج از هنجارهای آن جامعه است، مثل بیبند و باری جنسی یا روابط بیرون از ازدواج به کار برده میشود.
از مرور معنی لغوی این کلمات که بگذریم، باید گفت که اگر ساکن شهرهای بزرگ کشور هستید، شاید با ورود به خیابانهای شهر، این را از خود پرسیده باشید که چه بر سر شهر شلوغ شما آمده است.
به راستی چه عاملی باعث روسپیگری و فحشاست؟
فقر، هوسرانی، مشکلات روحی و روانی، سوء استفاده و …، کدام؟
همان طور که میدانید این سوال قطعاً یک جواب ندارد و با قاطعیت میتوان گفت که چندین و چند عامل در کنار هم قرار می گیرند تا معضلی به نام روسپیگری و تنفروشی را در جامعه شکل دهند.
برخی از زنان خیابانی تحت تأثیر فقر و نداری به این راه کشیده می شوند. برخی دیگر به دلایل عدم باور و اعتقادات مستحکم دینی و برخی به دلیل مشکلات روحی و روانی، پا در این راه پر آشوب می گذارند. عدهای هم به علت اجبار و تحت تأثیر سوء استفاده از سوی شخص ثالثی، مجبور به انجام این کار شوم و غیر اخلاقی میشوند.
اما باید به این مسأله نیز توجه داشت که برخی از زنان هرزه و خیابانی، چندین عامل را همزمان برای انجام این عمل قبیح و زشت خود در خود نهفته دارند.
بیشتر روسپیها دختران نابالغی هستند که اغلب در پی روابط پرچالش با خانوادههایشان به دلایل نحوه برخورد و رفتار و یا نیاز مالی از خانه فرار میکنند. طردشدگی، بیاعتنایی، بدرفتاری و بیتوجهی به خواستههای دختران نابالغ به دلایل مختلف از انگیزههای فرار از خانه ذکر شده است.
رابطه کوتاه مدت برای سکس؟!
آنچه در فرهنگ غرب با عبارت «وان نایت استند» شناخته میشود. تعهد و حتی رابطه ای در کار نیست. جذابیت یا نیاز جنسی حرف اول و آخر را میزند. دو نفر که در این برنامه از تابو، زن و مرد فرض شده اند، رابطه جنسی برقرار میکنند و از هم خداحافظی میکنند. اتفاقی که در ایران هم البته میافتد اما آمار و تحقیق مدونی درباره آن در دسترس نیست.
زنان در چنین شکلی از رابطه آسیب میببینند و خوب است که بیاموزند برای برطرف کردن نیاز جنسی لازم نیست حتماً عاشق شوند و ازدواج کنند.
این باورِ امکان کنترل و سرکوب عطش جنسی بیشترش تحت فشار اجتماعی و تربیتی است که از کودکی صورت میگیرد. وقتی از کودکی به زنان یاد میدهند که چنین حسی را اصلا ندارید یا آدم نباید به آن فکر کند و اگر فکر کند زن ناجوری است یا گناه کرده؛ خب ناخودآگاه آدم یاد میگیرد که چه طور سرکوب کند و باور به داشتن چنین احساسی را نداشته باشد.
عطش جنسی زنان و مردان با هم تفاوت دارد مطالعات نشان میدهد حتی بعضی اوقات عطش زنان بیشتر از مردان است ولی بیایید برگردیم به جامعه ایران. از نظر روابط جنسی، از نظر ابراز آن عطش جنسی، از نظر روابط غیررسمی یا «کژوال» یا همبستری تصادفی و بدون هیچ طرح قبلی که در غرب به آن «One Night Stand» میگویند میبینیم که این قضیه هر چه که جلوتر میرود [شیوع] بیشتری پیدا میکند در ایران تابوی اصلی این نیست که زنان با بدن خودشان مشکل دارند یا نمیخواهند برای خواباندن آن عطش جنسی رابطه غیررسمی تصادفی یکشبه با مرد داشته باشند؛ تابو این است که نمیخواهند در موردش حرف بزنند. تابو این است که همان دختری که حالا میرود توی یک مهمانی و بعد اتفاق می افتد که با پسری رابطه جنسی داشته باشد صبح که بلند میشود نه خانواده اش میدانند، نه دوستانش و نه جامعه از قضیه خبر دارد .
آیا در پس زمینه جامعه ایران وقتی که منجر به یک رابطه تصادفی یکشبه میشود عوارض آن برای دختر چیست؟ آیا عوارض رابطه غیررسمی تصادفی یکشبه [برای دختر] موقعی که صبح دختر از خواب بیدار میشود همان است که برای پسری است که با او خوابیده یا نه؟ یعنی آیا این دوتا با همدیگر احساس برابری دارند؟ آیا زن از اینکه توانسته بدنش را باز بکند، از اینکه توانسته احساساش را ابراز کند، عطش جنسی اش را بخواباند احساس خوبی دارد؟ احساس قدرتمندی دارد؟ احساس زن بودن دارد یا احساس شرمندگی و از دست دادن دارد؟
این رابطه یکشبه تقریباً یک تِرِند روبه رشد است…
یک گرایش روبه رشد است.
حتی در کشورهایی که آزادی هست باز این مسئله با اینکه وجود دارد و مطالعه ای که بین ۵۰۰ نفر در آمریکا و ۵۰۰ نفر در اروپا انجام شده بود نشان میدهد که بالای ۶۰ درصد آن را تجربه کرده اند ولی باز آنقدر پذیرفته نیست.
مسلماً در جامعه ای مثل جامعه ایران احتمال پذیرفته شدنش خیلی کمتر است.
عوارض و پیامدهای رابطه همباشی یکشبه
همباشی یکشبه به دلیل اینکه طرح قبلی در موردش نیست و به دلیل اینکه بخش های مختلف رابطه را فعال نمیکند نتیجه اش کلا بهداشتی نیست. در مطالعاتی که تقریباً بین ۸۰۰ دانشجو در یکی از دانشگاه های آمریکا شده میبینیم که ۲۵ درصد دختران از همباشی یکشبه راضی بوده اند در حالی که تعداد پسرها خیلی بیشتر و در واقع [نیمی از آنها] بوده. وقتی که دختری صبح از خواب بیدار میشود باز آن مطالعات نشان میدهد که احساس افسردگی و نارضایتی میکند. احساس میکند که اعتماد به نفس اش پایین آمده. احساس توانمندی نمیکند. رابطه بدن یا رابطه سکس یا رابطه عاطفی باید بتواند منجر به شادمانی شود ولی ما میبینیم که این اتفاق نیفتاده.
یکی از دلایلی که ممکن است زنان در روابطی مثل همباشی یکشبه یا رابطه صرفاً کوتاه برای بر طرف کردن نیاز جنسی؛ بعد از رابطه احساس افسردگی میکنند، این است که خود آنها هم با یک ساختار فکری تشکیل شده و شکل گرفته در جامعه مردسالار دارند به همین رابطه ای که الآن شکل گرفته نگاه میکنند به این معنی که خب احساس میکنند من بدنم را در اختیار قرار دادم، از من سوءاستفاده شده و تعابیری از این دست که اتفاقا تعابیر مردسالاری است در مناسبات بین زن و مرد.
فرم رزرو وقت فوری
خشونت در تنفروشی
در بسیاری از موارد تنفروشان قربانی خشونت جسمی نیز میشوند و از سوی مشتری مورد ضرب و شتم و آزار جسمی هم قرار میگیرند و حتی به قتل میرسند. موارد خشونت علیه روسپی از سوی غیر مشتریان هم وجود دارد. مثلا هدف از اعمال خشونت میتواند بهچنگآوردن پولی باشد که روسپی با خویش حمل میکند.
ایدز و تنفروشی
بین نرخ رابطه یکشبه(تن فروشی) و بیماری ایدز رابطهای معنیدار وجود دارد. در بسیاری موارد، مشتریهای افرادی که تنفروشی میکنند، به خاطر ارضای جنسی بیشتر، تمایلی به استفاده از کاندوم ندارند و در صورت اصرار زن تنفروش برای استفاده از کاندوم، رقم دریافتی شان از مردان بسیار ناچیز خواهد بود پس اکثر آنان به آمیزش جنسی بدون کاندوم راضی میشوند. همچنین مشتریان در صورت استفاده از کاندوم نیز اگر در حین آمیزش جنسی، کاندوم سوراخ یا پاره شود، حاضر به عوضکردن آن نمیشوند.
خیلیها هستند که در رابطه یکشبه به دلیل اینکه با یک آدم غریبه هستند خیلی راحتتر خودشان باشند یا فانتزی هایی داشته باشند که در یک رابطه دائمی نخواهند داشته باشند. برعکس هم هست که افرادی فکر میکنند رضایت بهتری در رابطه دائمی دارند و آن آدم را میشناسند و رابطه عاطفی دارند و راحتتر با هم صحبت میکنند.
ولی اعتماد به نفسی که زنان نسبت خودشان دارند بخصوص در جامعه ایرانی که دختران ایرانی طوری بار نمی آیند که اعتماد به نفس داشته باشند و پسرها با یک اعتماد به نفس بالا بار می آیند. وقتی که سطح اعتماد به نفس و رابطه قدرت بین زن و مرد نابرابر است در یک رابطه همباشی یکشبه آن رابطه قدرتی که بین زن و مرد برقرار میشود رابطه نامتعادلی است و در نتیجه احساس ناتوانمندی را بازتولید میکند.
بحث بر سر این است که اتقاقاً خیلی ها معتقدند که این نشانه اعتماد به نفس زنان در جهان امروز است که بهره مندی جنسی را به عنوان یک خواسته یا نیاز در صدر اولویت هاشان قرار میدهند و برای برطرف کردن آن ممکن است که همباشی یکشبه هم داشته باشند و با قدرت وارد رابطه ای میشوند که اهدافش مشخص است و بعد هم نمیخواهند آن را ادامه دهند.
مسلماً زنی که میرود و صرف نیاز جنسی اش وارد یک رابطه میشود، رابطه یکشب یا کوتاه مدت یا حتی لحظه ای – چون حتی اصطلاحی جدیداً هست که Half Night Stand یعنی اصلا لازم نیست که شب در جایی که میری بخوابی. وقتی که سکس را انجام دادی بیایی بیرون. [در این شرایط] مسلما اعتماد به نفس زنان بالاست و بله قدرتشان هم هست.
اما خب در جامعه ایران به دلیل کمبود این آموزشها شاید زنان این آسیب را میبینند ولی من فکر میکنم پس وظیفه ما فعالان حقوق زنان که بخصوص خیلی هامان هم خارج از کشور هستیم چیست؟ هیچ فعال زنی درباره بحث نیاز جنسی زن صحبت نمیکند.
اگر زن جوان ایرانی با خودش کاندوم نداشته باشد و آن آقا هم نداشته باشد و در پارتی مست کنند و با هم بخوابند خیلی مشکلات ممکن است پیش بیاید.
یا حتی اطلاعات درباره بیماری های مقاربتی بسیار کم است. خب این وظیفه ماست که این اطلاعات را بدهیم نه اینکه بگوییم این کار را نکنید چون بهداشتی نیست و ممکن است این مسائل برایتان پیش بیاید.
راه حل جایگزین کسانی که با چنین تجربه هایی مخالف هستند برای زنانی که میخواهند نیاز جنسیشان را برطرف کنند چیست؟
راه حل همان بالا بردن آگاهی است یعنی که غیربهداشتی بودن همباشی یکشبه معنایش این است که خب بهداشتی اش کنید. این که راه حل های جایگزین چه میتواند باشد برای این قضیه. ببینید مثل این میماند که بگوییم خب جامعه گرسنه است و غذاهای غیربهداشتی ریخته در همه مغازه ها و دسترسی به غذاهای بهداشتی کم است خب حالا جامعه چه کار کند؟ از گرسنگی بمیرد؟ نه جامعه نمیتواند از گرسنگی بمیرد و میخواهد به گرسنگی خودش جواب بدهد ولی من چیزی را که دارم تشبیه میکنم این است که این جامعه جامعه ای است که درصد بهداشتش پایین است به خاطر اینکه دارد برای رفع گرسنگی اش غذاهای غیربهداشتی مصرف میکند، غذاها را بهداشتی کنیم.
پول و رابطه جنسی
ارضای نیازهای فیزیولوژیکی (مسکن، خوراک، پوشاک)، معمولا با پول امکانپذیر میشود. آن چه پول میتواند بخرد، ارضاکننده نیازهای فیزیولوژیکی است، نه خود پول و پول میتواند موجب ارضای نیازهای فیزیولوژیکی، ایمنی و حتی اجتماعی شود. هم چنین، با توجه به نظریه مازلو میتوان گفت رضایت افراد در گرو تأمین نیازهای مالی و مادی آنها است. همچنین برگس و لاک ، به تأمین اقتصادی و کفایت اقتصادی به عنوان تعیینکننده اصلی در رضایت زناشویی و طلاق مینگرند.
زوجهایی که به دنبال طلاق هستند، مشکلات و شکایات مالی را قویاً به عنوان مسئلهای عمده طرح میکنند بر طبق نظربه همسان همسری، اغلب افراد همواره برای ازدواج خود تمایل به انتخاب فردی را دارند که همسان و شبیه به یکدیگر باشند، چرا که مطابق با این نظریه، همسانی افراد در بسیاری از جهات باعث دوام و پایداری آن ازدواج میشود و همینطور افزایش رضایت از زندگی زناشویی را نیز به دنبال خواهد داشت. در واقع انسان طبیعتاً مایل است همسری برگزیند که بیشتر همسان او باشد تا ناهمسان با او. همسانی دو فرد نه تنها آنها را به سوی یکدیگر جذّب میکند، بلکه پیوند و وصلت ایشان را استوارتر میکند.
پژوهشهای بسیاری نیز مؤید این امر است که هر چه میزان همسانی زوجین از جنبههای گوناگون بیشتر باشد، میزان رضایت زناشویی بیشتری حاصل میشود. مطابق با این نظریه، میزان رضایت از زندگی زناشویی در هر یک از مراحل و چرخههای زندگی متفاوت است، در واقع میزان رضایتمندی زناشویی در طی مدت زندگی زناشویی از یک منحنیU شکل تبعیت میکند. به نحوی که هر چه از سالهای اولیه ازدواج میگذرد از میزان رضایتمندی نیز کاسته میشود. از سوی دیگر، میتوان گفت میزان عشق و علاقه زوجین به یکدیگر با رضایت از زندگی آنها رابطه دارد. در این راستا اریک فروم معتقد است، عشق در رابطه بین زوجین شامل ابراز احساسات مثبت، توجه و مراقبت، همدلی و مهربانی، حمایت و قدردانی است. فروم معتقد است، عشق عبارت است از همبستگی و یگانگی با شخص، به شرط نگه داشتن فردیت و موازین شخصیت فردی. عشق یعنی شرکت داشتن و آمیزش که مجال میدهد که تمام فعالیت درونی شخص ظاهر شود، عشق بارور همواره بر علائم توجه، مسئولیت، احترام و شناخت دلالت میکند. توجه به نیازهای همسر باید حداقل به اندازه توجه به نیازهای خود فرد باشد و ملاحظه شده است که ابراز عاطفه و محبت باعث کیفیّت روابط زناشویی میشود. میزان استفاده از رسانهها با رضایت زناشویی رابطه دارد.
پول در رابطه جنسی و زناشویی چه نقشی دارد؟
سوال یا مشکلی که برای بسیاری از زوجین پیش می آید این است که پول و مادیات چه نقش مهمی در رابطه زناشویی دارد؟
نقش مادیات در رابطه زناشویی؟
چالش پول در رابطه همسران
بر کسی پوشیده نیست که استرسهای مالی یکی از مهمترین دلایل اختلاف نظر و مشکلات یک رابطه است. میگویند احساس دوست داشتن است که یک رابطه را پایدار نگه میدارد اما واقعیت چیز دیگری است.
وقتی اوضاع مالیتان مناسب نیست و نمیتوانید با شرایط سخت زندگی سازگار شوید عواطفتان هم تحت تأثیر آن قرار میگیرد، اما فقط هم مشکل مالی نیست؛ اگر شما پول کافی هم داشته باشید و بدهکار دیگران هم نباشید اما روشهای مدیریت مالیتان با هم فرق داشته باشد این می تواند به یک تنش جدی در رابطه تبدیل بشود.
آیا هدفهای مالی شما شبیه هم است؟
اگر شما هدف های مالی شبیه هم داشته باشید بالا و پایینهای زندگیتان قابل تحملتر خواهد بود. مثالها بسیار ساده هستند؛ مثلا اگر هر دو به این توافق برسید که ابتدا برای خرید یک خانه دلخواه هزینه کنید تا خریدن یک ماشین یا اگر هدف هر دوی شما این باشد پیش از بچه دار شدن به سفرهای مطلوب و هیجان انگیز بروید این نشان دهنده سازگاری مالی شماست.
اگر چه باید در نظر بگیرید که هدفهای هر کسی در طول زندگی تغییر میکند و همواره ثابت نیست. وقتی خیلی جوان هستید نیازهایتان را با پول به شکل دیگری تأمین میکنید و در آستانه میانسالی خواستهها و دغدغههای مالیتان چیز دیگری است. هدفهای مالی مشترک یکی از ایدهآلهای یک رابطه مشترک است و زمانی که چنین توافقاتی وجود نداشته باشد رفتار شما در رابطه تغییر میکند.
تنش بر اثر اختلافات مالی زمانی ایجاد میشود که اولویتهای شما با شریک زندگیتان فرق بکند. پول بویژه برای مردم متوسط یا افراد کم درآمد محدود است. وقتی درآمد محدودی دارید باید خودتان را با شرایطی که پول فراهم میکند سازگار کنید.
حالا اگر در این میان هر کدام از شما ایده خودش را برای همان پول محدود داشته باشد مسأله برایتان بغرنج میشود. اما دقیقا همین جاست که بلوغ یک رابطه مشخص میشود. اینکه بتوانید تعادلی ایجاد کنید و هدفهایتان را به هم نزدیک کنید برای احساس رضایت هر دو نفر مهم است.
با این حال کافی نیست که فقط هدفها مشترک باشند. اگر عادتهای خرج کردن یا ارزشهایتان هم باهم متفاوت باشد پول به یک چالش جدی در رابطهتان تبدیل میشود.
بعضیها خیلی به پول فکر میکنند، زیادی محتاط هستند، راحت خرج نمیکنند یا پول را فقط صرف امور اساسی میکنند، بعضیها سهلگیرترند، پول را برای زندگی در لحظه حال میخواهند، دست و دلبازند، نگرانیهای مالیشان را کنترل میکنند و بعضیها هم اصلا دغدغه پول ندارند و یا به اصطلاح آینده نگر نیستند. کسی نمیتواند بگوید کدام یک از این روشها درستتر است.
هر کسی باور و عادتی دارد، اما بدون شک تعامل بین یک آدم سختگیر در امور مالی با کسی که پول را برای لذت و نیازهای حالاش و با رضایت خاطر خرج میکند بسیار دشوار است. اینکه هر کدام چه ارزشی برای پول قائل هستید یک مسأله مهم در رابطه است.
سخن آخر:
قاچاق انسان برای سکس
از قاچاق انسان برای سکس به عنوان بردهداری نوین، بردهداری جنسی و بردهداری سفید نیز یاد میشود. توجّه بسیاری به سوی فروش انسان جلب شدهاست، که ارقام آن بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار تخمین زده میشود؛ ۸۰ درصد این افراد زنان و دخترانی هستند که هر ساله در کشورهای مختلف به فروش میرسند و در بسیاری موارد به تنفروشی، یا همچون بردگان، به اشتغال در کارهای پست وادار میشوند. فعّالان حقوق بشر گزارش میدهند که هزاران زن و دختر فقیر هر ساله پس از آن که با فریب و وعدههای کاذب شغل و ازدواج، از روستاها به شهرها آورده میشوند، وادار به تنفروشی میگردند. در برخی موارد، والدین مستقیماً دختر خود را میفروشند. اختفای این تجارت زیرزمینی، ردیابی آن را دشوار میسازد. ارقام فوق شامل قربانیانی نمیشود که در کشور خود به فروش میرسند – مشکلی که مدتهاست برای مثال هند را فرا گرفتهاست، کشوری بزرگ و آن اندازه متنوع که قاچاقچیان بتوانند قربانیان خود را از محلی به محل دیگری ببرند؛ به محلی صدها کیلومتر دورتر، با زبانی دیگر و شانس ناچیزی که بتوانند به خانه خود بازگردند. قاچاقچیان نیز به ندرت دستگیر میشوند.
اگر ما بتوانیم با آگاهی رسانی و صحبت کردن درباره این مسائل که تقریباً تابوست در ایران زنان را با هویت و نیازهای جنسی خودشان آشنا کنیم میتوانند درصد آسیب بعد از این رابطه را کمتر کنند. ما بیاییم این را جوری آموزش بدهیم که کسانی که این شخصیت ها را دارند آن را بپرورانند و بدانند که چه میخواهند.